شنبه, 13 آذر 1395 ساعت 00:00

نکاتی پيرامون پديده «رديه نويسی» بر عليه آيين بهايی

نوشته شده توسط 


۱ – تعريف «رديه» و «رديه نويسی»
در ادبيات دينی دو ژانر به نام «استدلاليه» و «رديه» وجود دارد که میتوان گفت لازم و ملزوم یک دیگراند . هدف از نوشتن «استدلاليه» اثبات يک نظريه يا عقيده است که نويسنده کوشش بر آن دارد که با استفاده از راه های مختلف و نحوه های گوناگون (با دلايل عقلی يا استناد به مدارک يا به روايات يا ...) آن را اثبات کند.


در «ردیه»نویسی بر عکس روش قبلی نویسنده کوشش می کند که عقیده ای را بی اعتبار يا باطل نشان دهد. در اکثر موارد رديه نيز خود جنبه «استدلال» دارد زيرا نه تنها که می خواهد باطل بودن نظريه طرف مقابل را نشان دهد، بلکه در عين حال حقانیت عقيده يا نظريه خود را هم ثابت کند.
به عنوان نمونه، رديه های کلاسيک که بر عليه دو آيين بابی و بهايي نوشته شده اند، از این نوع ردیه ها هستند. از طرفی سعی در ابطال عقیده بابیان وبهايیان در موضوعاتی چون غیبت امام دوازدهم، خاتمیت پیامبر اسلام، و غیره دارند، و از طرف ديگر کوشش می کند که نظريه شيعه اثنا عشری در باره همين مطالب را به اثبات برسانند. یه عبارت ساده می توان گفت که يک مُدل فکری را رد، و به جای آن مُدلی ديگر تبليغ می کنند.
استدلاليه و رديه نويسی هر دو سابقه در تاريخ ادبيات دارد و به نوعی نحوه رايج برای تبادل نظر ميان صاحبان نظر و علمای دين به حساب می آمد.
يکی از مشهورترين نمونه ها، اثر ابو حامد غزالی به نام «تهافت الفلاسفة» (ويرانی افکار فيلسوف ها) است و پاسخی که ديرتر ابن رشد اندلسی به آن به نام «تهافت التهافت» به رشته تحرير درآورده است.
نظر به تعريف بالا، رديه نويسی لزوما امر ناپسندی نيست. در صورتی که احترام متقابل و حرمت شأن مخاطب حفظ شده و چهارچوب گفتگو و تبادل نظر رعايت شود. در این حالت چه بسا که راهی جهت شناسايي بهتر عقاید وافکار دو طرف باشد. و یا اینکه شخصی از شنيدن انتقادات جدی و منطقی، به درک عميق تری ازعقايد خود پی ببرد.
به عبارت ديگر، اگر شخصی انتقادی از يک دين و آيين يا ايدئولوژی دارد، چه اشکال دارد، که آن را به صراحت بيان کند؟ و طرف مقابل هم به همان نحو از عقيده خود دفاع کند؟ در صورتی که هيچ کدام طرفين هم قانع نشوند و تفيير عقيده ندهند، اما حد اقل به یک تبادل نظر رسیده اند که می تواند اقدامی در جهت رفع سوءتفاهمات و افزايش آگاهی هر دو باشد. حتی آن کسی که عقيده ديگری را مردود می شمارد، لااقل آن را درست بشناسد تا آگاهانه قضاوت کند.
اما در واقع، امروزه وقتی لفظ «رديه» به کار برده می شود، بيشتر آثاری مد نظر است که نویسندگان آنها نه آنکه به دنبال گفتگو به هدف شناخت عقاید وافکار طرف مقابل باشند، بلکه هدف آنها تنها تخریب طرف مقابل است. در این راه هم از هیچ گونه تهمت، افترا و توهين ابائی ندارند.
البته بايد بدانیم که به هر جهت، چه رديه و چه استدلاليه با «تحقيق علمی» به معيار مدرن فرق به سزايي دارد، چون هردو رویه ناشی از جانبداری از یک نظریه و مبنا بر شماری از پيش فرض است، که به احتمال زیاد در يک بحث «علمی» مورد قبول نخواهند بود.

۲- اشکال ردیه نویسی و شیوه های متنوع ردیه نویسی
رديه نويسی در سابق اغلب به صورت نوشتاری بوده، که در آن نوشته ديگری، عبارت به عبارت نقل می شده ("قال:") و سپس نويسنده پاسخ خود را می نوشته ("اقول:"). در موارد ديگر می بينيم که رديه به عنوان گزارش يک بحث شفاهی نگاشته می شود. (هر چند که در اکثر موارد چنين بحثی در عمل انجام نگرفته و تنها برای افزايش جذابيت برای خواننده، از اين فن ادبی استفاده می شد.) برخی از نويسندگان هم ابتکار به خرج داده، و رديه خود را به صورت «رمان» و «داستان» نوشته اند.
مانند «گفتار خوش يارقلی» و «چهار شب جمعه با مبلغ بهايي» و «خاطرات دالگورکی» (که متن اخير به عقيده من رديه به معنی اخص کلمه نبوده، بلکه يک رُمان و طنزی است بر عليه دستگاه دربار و روحانيت زمان خود، هر چند تا به امروز عده ای ناآگاه به عنوان منبع تاريخی از آن ياد می کنند.)

امروزه رديه نيزمی تواند به صورت شعر، کاريکاتور، فيلم و فیلم مستند (به تقليد از سبک مستند سازی «غربی») صورت بگيرد. در مورد اخيرهدف آن است که کار با استفاده از تصوير و صوت و موزيک هيجان انگيز و دعوت کسانی که به عنوان کارشناس معرفی می شوند، گفته های خود را علمی تر و جدی تر از آنی جلوه دهند که در واقع هست.

در مستند های واقعی، کسانی دعوت می شوند که در باب يک مطلب در سطح جهانی سرشناس و يا دست کم مقاله يا کتاب علمی در باره موضوع مورد بحث، منتشر کرده اند، و در یک همايش بين المللی کارشناسان توانسته اند از نظريات خود دفاع کنند. ويژگی این گونه مستند سازی ها این است که با افرادی مصاحبه می شود که ديدگاه های متفاوتی را نمایندگی می کنند ، تا بتوانند به عمق مسئله از زاويه های مختلف پی ببرند.

اما در مستندهايی که در جمهوری اسلامی بر عليه آيين بهايي ساخته می شود (از قبيل «فرقه بی بها» و «ديدار با تاريکی بهاييت» و...)، کسانی دعوت می شوند که در درجه اول «خودی» به حساب می آيند و سخن دل خواه سازنده فيلم را بیان می کند، و تنها در محيط بسته خود به عنوان «کارشناس» شناخته می شوند، اما در جامعه علمی (چه بين الملل و چه درون کشور) نامی و جايي ندارند. این گونه مستند سازان به هيچ دگر اندیشی این امکان را نمی دهند که آنها هم در آن فيلم از نظریات خود دفاع کنند. البته چنین مستند سازی فقط مصرف برای «خودی» ها دارد و فاقد ارزش علمی وتاریخی است.


۳ - سير تحول در نحوه رديه نويسی به آيين بهايي
از آنجايي که رديه نويسی واستدلالیه نویسی هر دو از ديرزمانی جزو مهمترين قالب های ادبيات مذهبی به حساب می آیند، از همان ابتدا پيدايش دو آيين بابی و بهايي، شاهد رديه و استدلاليه نویسی هستیم. در ميان آثار خود باب و بهاءالله به چنين آثاری برمی خوريم (رساله ذهبيه، دلايل سبع، کتاب ايقان، کتاب بديع،...). از همان ابتدا هم شماری از روحانيون دست به نوشتن رديه و باطل جلوه دادن ادعای باب و ديرتر بهاءالله شده اند.

در سال ۱۸۴۵ کريم خان کرمانی، پيشوای شيخيان کرمان («رکنيه») رديه ای به آيين باب نوشت («ازهاق الباطل»). و در همان زمان در بغداد، گروهی از سران فرقه های شيخی، شيعه و سنی و صوفی فتوای دست جمعی دال بر کفر بودن نوشته های باب صادر کردند.

رديه نويسی برعلیه آيین های بابی وبهايی در ايران را از دید تاریخی می توان به سه مرحله مختلف تقسیم کرد.
۱) در طی حدود هشتاد سال اول، رديه هايی که اغلب توسط روحانیون شیعه نوشته شده است، به همان صورت رديه های کلاسيک می باشد که در بالا ذکر شده است. موضع آنها دفاع از مذهب شيعه پیرو مکتب اصولی در برابر تعاليم آيين بهايي، و مطالب صرفن اعتقادی و کلامی و فقهی است.
مهمترين انتقادات به آيين بهايي در آن دوران عبارت اند از:
- منکر معجزه بودن، معاد جسمانی را باور نداشتن ، قرآن را آخرين کتاب آسمانی ندانستن، محمد را آخرين فرستاده خداوند نیامیده وغیره ... ...
- رديه نويسان با تفسير حديث و آيات قرآن استدلال می کردند که باب آن مهدی موعود محمد بن العسکری که در هزار سال قبل ناپديد شده نيست، و تأکيد بر آن می کردند که باب نه صرف و نحو عربی می دانسته، و نه شمشير داشته ونه جهاد کرده ونه کفار را به قتل رسانده، این چنین شخصی چگونه می توانسته مهدی موعود باشد؟
- در باب فقه هم ايراد به آن داشتند که نجاست و طهارت در احکام باب و بهاءالله نيست، ماه روزه و مراسم نماز و حج را تغيير داده اند، و سال را به جای ۱۲ ماه قمری ۱۹ ماه خورشيدی قرار داده اند، موزيک را مجاز می دانند و امثال اين مطالب.
رديه های اين دوران توسط روحانيونی نوشته می شده اند که از اعتبار علمی (به معنای سنتی کلمه، نه به معنای امروزی) برخوردار بوده اند.
شيخ احمد شاهرودی خراسانی کتابی به نام «حق المبين» نوشته است، و کتاب ديگری به نام «مرآت العارفين» و چند اثر ديگر که جمعا دست کم دوهزار صفحه چاپی را شامل می¬شود. ميرزا ابو طالب شيرازی کتاب مشهور «اسرار العقايد» در دو جلد شامل نزديک هزار صفحه چاپ سنگی به رشته تحرير درآورده. و شيخ محمد تقی همدانی کتابی به نام «احقاق الحق للقائم الحق حجة بن الحسن عجّل الله فرجه و اطفاء النيران التی اوقدها و اضرمها صاحبا البيان و الايقان» که در ميان رديه ها از شهرت مخصوصی برخوردار است، هر چند که دسترسی به اين کتاب امروزه دشوار شده است. از اين کتاب اخير تعدادی از علمای صاحب نام منجمله ملا کاظم خراسانی تمجيد و تحسين کرده اند.
در رديه های اين دوران بهاييان به عنوان منحرفان از راه راست مذهب و آيين، دشمنان اسلام، ملحد، مشرک و خائن به دين اسلام و ... يا به عبارت ديگر: به عنوان «دگر»ِ دينی توصيف می شوند، و با متهم به اعمال زشت و فجيع کردن به عنوان موجوداتی فاقد اخلاقيات معرفی می گردند.
در عين حال جالب توجه است که در اين دوران در هيچ رديه ای، کوچکترين اشاره ای به اين تهمت که بهاييان و بابيان دست نشانده استعمارگران و مزدوران خارجيان و وطن فروش و ... هستند نشده. و مطلبی در باره اين که اجنبيان در پيدايش يا گسترش اين دو آيين نقشی داشته اند نيز به ميان نيامده، نه در آثار علمای دين، نه در تاريخ های دربار و نه در نوشتارهای درباريان و ديپلمات های دوران قاجار. اتهامات سياسی اين دوران محصور در همين مطلب است که بهاييان را در برخی از رديه ها به عنوان دشمن دربار و حامی مشروطه معرفی می¬کنند، و در رديه های ديگر بالعکس به عنوان نوکران دربار و مخالفان آزادی و مشروطه خواهی.

۲) آنچه که دراوايل دوران پهلوی اول آغاز می شود و در زمان پهلوی دوم شدت می يابد، دگرگونی اساسی در روش رديه نويسی است که همراه با تحولات عمده در جهان و به ويژه در کشور ايران است. با افزايش احساسات ملی گرايي مردم ايران، رديه نويسان سعی می کنند که بهاييان را خائن به منافع ملی ايران نشان دهند. در اين دوران است که عده ای رديه نويس، بهاييان را به استعمار روسيه، انگليس، ديرتر امريکا و بالاخرة اسراييل نسبت می دهند. با ذره بين در هزاران صفحه آثار بهايي به دنبال آن گشتند که يک يا دو جا لفظ «انگليس» يا «روس» بيابند، تا بهاييان را خائن به ملت و وطن فروش اعلام کنند. اين روش پس از انقلاب اسلامی همچنان ادامه يافت، و اتهام «همکاری با رژيم شاهی» نيز به فهرست اتهام ها افزوده شده.
استناد به جزوه مضحک «يادداشت های دالگورکی» و به قضيه اعطای لقب «شهسوار» توسط دولت انگليس به عبدالبهاء که به ده ها ایرانی وغیر ایرانی داده اند از مهمترين «اسناد» اين نويسندگان است. و ديگر اين که يک شخص روسی با ديدن جنازه تيرباران شده باب، آن را نقاشی کرده است، يا اين که در يک مورد سفير انگليس به کشتار خودسرعده ای بهايي بی¬گناه توسط يکی از روحانيون به دربار اعتراض ضمنی کرده، و امثال اينجور دلايل در اين رديه ها می خوانيم.
بنابراين در اين دوران است که بهاييان را نه تنها «دگرِ» مذهبی (که آن شمشير کند شده)، بلکه به عنوان «دگرِ» سياسی مطرح می¬کنند تا چهره آنها را نزد مردم تخريب کنند.

۳) آخرين تحول اساسی در رويکرد رديه نويسان به آيين بهايي را در يکی دو دهه اخير در جمهوری اسلامی مشاهده می کنيم. و اين تغييری است که باز ناشی از تحولات عمده سياسی و اجتماعی است که پس از انقلاب در کشور ايران رخ داده. رديه نويسان تمرکز بر موضوع ديگری پيدا کرده اند و آن حمله به تشکيلات بهايی و سازمان اداره امور بهاييان و مسايل درونی جامعه بهايي است.
در اين راستا، بهاييان متهم می گردند به شست و شوی مغزی دادن پيروان خود، به ايجاد جو خفقان در درون جامعه خود و سانسور نشريات، به ترويج خشونت بر عليه منتقدان و دگرانديشان و کسانی که به آيين خود پشت کرده اند، به عدم رعايت اصل تساوی حقوق زن و مرد و نقض حقوق بشر و اقدام بر عليه آزادی فکری و آزادی بيان هم کيشان خود.

در اينجا بهاييان به عنوان گروهی ضد مردم سالاری و ضد آزادی و ضد حقوق بشری معرفی می شود.


۴ - ويژگی های رديه نويسی در جمهوری اسلامی و علت های آن

شايد بسی تعجب آور باشد که اين گونه اتهامات از طرف حاميان ولايت مطلقه فقيه و جمهوری اسلامی و اسلام گرايان سياسی (که با مسلمانان فرق دارند) مطرح می شود که خود چندان اعتقادی به آزادی بيان و آزادی مطبوعات و عدم خشونت و برابری حقوق زنان با مردان را ندارند. اما دلیل این اتهامات در امر ديگری نهفته است که به آن اشاره می کنم.

دست اندرکاران فعلی جمهوری اسلامی ايران، در حالی که اکثريت جمعيت ايران امروز، پس از انقلاب اسلامی زاده شده اند و زير سايه ايدئولوژی «حکومت اسلامی» از نوع ولايت فقيه آن، بار آمده اند و علی رغم اينکه دستگاه حکومت از تمامی امکانات برخوردار بوده، اما در عين حال موفق نشده که نسلی را تربيت کند که بی چون و چرا از خط سياسی جمهوری اسلامی تبعيت کند، بلکه بر عکس به گقته شماری از خود نمايندگان جمهوری اسلامی، امروزه جهت جوانان رو به دين گريزی و حتی دين ستيزی است.

اما آقایان گويا راز بقا را در آن تشخيص داده اند که از طرفی بايد با ترسيم دشمنان گوناگون، هرچه بيشتر جو ترس و خفقان ايجاد کرد. و از طرف ديگر هر نوع رقيب احتمالی را به هر نحو که لازم دانند، حذف کنند. اين سرنوشتی است که انواع و اقسام گروه های مذهبی و سياسی و فرهنگی و دانش جويي، اعم از شيعه و سنی و صوفی، روحانی و غير روحانی، دچار آن شده اند.
جالب توجه است که در هر مملکتی که برای حفظ مرز و بوم خود با متجاوزان جنگيده، شماری قهرمان می شناسند. اما در ايران پس از هشت سال «دفاع مقدس»، تنها چيزی که برای مملکت مانده، معلولين جنگی اند و شهداء. هدف آنها این است که مبادا يکی از اين میان قهرمانان از آب در آید وموی دماغ شود.

بهاييان هم علی رغم اين که رقيب جمهوری اسلامی نيستند (زيرا طبق تعاليمشان نه دنبال براندازی هيچ حکومتی هستند و نه دنبال تشکيل دادن حکومت)،اما از اين امر مستثنا نيستند. دست اندرکاران فعلی جمهوری اسلامی ديگر قصد آن ندارند که به غربیان، و یا به ملت خود نشان دهند که رفتارشان با معيارهای حقوق بشر و با اخلاقيات عصر مدرن (يا به قول علمای شيعه با "سيره عقلای" امروز) تطابق دارد. هدفشان صرفا تخريب تمامی رقيبان واقعی و خيالی خود است، تا خود بر جا بمانند.

دربحثی که اخيرا در يکی از تلويزيون های فارسی زبان پخش شد، يک نماينده جامعه بهايي با يکی از «پژوهشگران» (که جامعه علمی هنوز همچنان منتظر ديدن پژوهش های با ارزش او می باشد) به گفتگو نشسته بود و صحبت از عدم برابری زن و مرد در آيين بهايي به ميان آمد. گوينده اشاره کرد که در جمهوری اسلامی هم وضع زنان خيلی جالب نيست، و پاسخ آن پژوهش گر بسيار جالب بود: ما که ادعا نداريم زنان برابراند، بهاييان اين ادعا را دارند!!)
رديه نويسان امروز تنها به آن کفايت می کنند که «ديگران از ما بهتر نيستند.» اگر سانسور و «ارشاد» هست، بهاييان هم «تصويب تاليفات» دارند، اگر حرف مقام معظم رهبری را بدون چون و چرا بايد قبول کرد، بهاييان هم می گويند «بيت العدل» مصون از خطا است، اگر مرتدّ را به قتل می رسانيم، بهاييان هم با «ناقض عهد» هرگونه تماس را قطع می کنند.
و اين خود نشانی از ضعف و شکست فکری رديه نويسان است، زيرا ديگر حرف مثبتی برای زدن ندارند و فقط جهت تخريب رقيب خود می کوشند.
وقتی جزو تعاليم آيين بهايي آمده که پسرها و دخترها هر دو بايد به مدرسه بروند و تعليم و تربيت شوند، «شيخ شهيد» فضل الله نوری مخالفت شديد می کرد که «ايجاد دبستان دوشيزگان منجربه ترويج فحشاء می شود». در رديه های کلاسيک که در بالا به آنها اشاره کرديم، آقايان می گويند که بهاييان به صلح و دوستی با پيروان همه کيش ها دعوت می کنند، اما ما به عنوان علمای اسلام معتقديم که تنها دين ما برحق است و با ديگران بايد با شمشير روبرو شويم. هرچند اين سبک رديه نويسی صادقانه تر و به عبارتی منصفانه تر بوده، اما ديگر امروزه از اين روش استفاده نمی شود.
ويژگی ديگری که قابل توجه است آنکه امروزه به نظر می رسد که اکثر رديه ها نه توسط روحانيون، بلکه توسط «کارشناسان» خودخوانده و فعالان سياسی «خودی» نوشته می شوند، که هر چند از مؤسسات علمی و تخصصی به دور اند، اما درمحيط بسته خود، جاي گرمي برای خود پيدا کرده اند.
امروزه با توجه به جوّ بهايي ستيزانه حاکم بر کشور این افراد از شنيدن نقد و انتقاد در امان اند. و بر خلاف دانشگاه های ممالک ديگر، کسی بی پايگی «تحقيقاتشان» و ضعف متُدُلژی را به رخشان نمی کشد. و کسی پرسش نمی کند که اين همه دانشمند کذايي مقاله و «تز» می نويسند و مجله در می آورند و «همايش» تشکيل می دهند (که البته در آن همايش ها بر خلاف همايش های علمی، همه شرکت کنندگان اتفاق نظر دارند) اما نتيجه همان تکرار مکررات پنجاه سال گذشته است، نه مدرک تازه ای، نه سند جديدی، نه نظريه جالبی، نه تحليل مبتکری ...
۵) رويکرد بهاييان به رديه نويسی
بهاييان در طول تاريخ ۱۵۰ ساله آيين خود، هيچ گاه در ايران امکان اين که به تهمت و اتهام های رديه نويسان پاسخ مستقيمی بدهند را نداشتند. تنها روشی که در اختیار آنها بوده می توانسته اند جوابی به سبک قديم "قال اقول" بنويسند.
بهاييان در ايران نه چاپخانه داشتند، نه برنامه راديو، نه روزنامه. در زمانی دولت پهلوی در طول ماه رمضان روزی يک ساعت ميکروفون راديو ملی را به دست حجت الاسلام فلسفی سپردند و او هرچه خواست بيان می کرد و مردم را تحريک به خشونت عليه بهاييان کرد. اما بهاييان (که به گفته آقايان همه کاره دوران پهلوی بودند و کشور را می چرخاندند!) حتی فرصت اين را نداشتند که در همان برنامه راديو پاسخ دهند، يا در يکی از روزنامه های کشور يا در جای ديگر عکس العملی نشان دهند. جواب هايي هم که احيانا داده می شد تنها به دست خود بهاييان می رسيد زيرا امکان پخش وسيع توسط کتابفروشی ها و غيره نيز فراهم نبود.

اما امروزه با رسانه های جديد سيستم سانسور و جلوگيری از سخن ديگرانديش عملن فرو پاشيده است. برای بار نخست بهاييان امکان آن را دارند که خود را آنچه که هستند معرفی نمايند، و به انتقادها و اتهام ها پاسخ دهند. سدّی که میان بهايیان و ايرانيان توسط روحانیون به وجود آمده بود، امروز شکسته شده است و تبادل نظر منجر به آن شده که هم ديگران درک بهتری از بهاييان و آيين بهايي داشته باشند، و هم بهاييان درک بهتری از نيازهای اجتماعی به دست بياورند و به مسائل امروز به زبان امروزی بپردازند.

از طرف ديگر بخش کلانی از مردم ايران به آنهايی که بهايیان را آماج اتهامات خود کرده بودند، بدگمان شده اند. در گذشته اگر يکی از روحانيون فتوا بر عليه بهاييان می داد، برای شماری از مردم حجت بود. اما امروزه ديگر مردم کمتر اعتماد به نهادهای سنتی دارند.

امروزه مشکلات روزافزون مردم ايران اعم از اقتصادی و اجتماعی به قدری سنگين است که احتمالن حوصله آن که بنشينند و "مستند" بر عليه بهاييان تماشا کنند يا به يوتيوب سر بزنند و آخرين ويدئوی يکی از بهائي ستيزان حرفه ای (و ظاهرن بی کار) را دنبال کنند را ندازند.

بايد در نظر داشت که سم پاشی وسيع و مداوم بر عليه يک گروه در طول زمان بی تأثير نمی ماند. بهاييان هم بايد تهمت و توهين را از انتقاد منطقی و صادقانه تشخيص دهند و به هر کدام به نحوه مناسبی جواب دهند. چون اذهان مردم ايران در طول۱۵۰سال گذشته تنها از يک سو تحت تأثير قرار گرفته بود، طبيعی است که انواع و اقسام تعصب و بدگمانی به بهاييان وجود دارد که با صبر و حوصله بايد برطرف شود و نمی توان همه را «دشمن» پنداشت.
اما نکته ديگر آنکه بهاييان با استفاده از رسانه های جديد فعاليت بيشتری دارند، و اين منجر به اين شده که بهايي ستيزان هم به نوبه خود فعاليت خود را توسعه دهند. پديده عجيبی که با آن روبر هستيم اين است که شماری از افراد با پشتبانی مالی و به صورت سازمان يافته به سايت های بهايي حمله می کنند. کسانی که ظاهرن استخدام شده اند تا ۲۴ ساعته به فيسبوک و چِت روم و تويتِر و ... سر بزنند و مردم را مشغول کنند يا ويدئو بسازند و در يوتيوب بگذارند. هدف از اين کار ايجاد زحمت و گرفتن نيرو از آن کسانی است که وقت صرف پاسخ به اين افراد می کنند.
به نظر بنده بهاييان بايد به هر مطلب انتقادی جواب دهند صرف نظر از اين که چه کسی آن را مطرح می کند. اما در عين حال نبايد به دام افراد نامبرده بيافتند، بلکه زمان و مکان و نحوه پاسخ را خود تعيين کنند.
نکته آخر اين که بهايي ستيزان در برخورد با بهاييان خيلی زود تشحيص دادند که خود در خانه شيشه ای نشسته اند، و آيين بهايي به همان ميزان قابل انتقاد است که دين اسلام و هر دين ديگری. اما از طرف ديگر، احترامی که بهاييان برای اسلام و پيامبر اسلام و ائمه اطهار و قرآن کريم قايل هستند، به آنها اجازه آن را نمی دهد که مقابله به مثل کنند. بهايي ستيزان هم اين مطلب را نقطه ضعف بهاييان تشخيص داده از همان اول طی می کنند که راجع به قرآن و احاديث و اسلام صحبتی نشود و تنها آيين بهايي و احکام و تعاليم آن بررسی شود. اگر يک بهايي هم در پاسخ به مطالبی در اسلام اشاره کند، زود او را «اسلام ستيز» خطاب می کنند و خاطرنشان می سازند که بهايي ها بايد به اسلام احترام بگذارند.
اما امروزه در يگ گفتگوی آزاد و پايبند به اصول منطقی و مبنا بر عدل و انصاف، بهايي ها ديگر نبايد بگزارند که تنها طرف مقابل شرايط بحث را تعيين کند.


*متن گفتگوی مرتضی اسماعیل پور با دکتر آرمین اشراقی پژوهشگر و محقق ادیان

آخرین ویرایش در شنبه, 13 آذر 1395 ساعت 15:49
Admin

پست الکترونیکی این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درباره بهایی نیوز

"خبرگزاری بهایی نیوز" به منظور اطلاع رسانی در خصوص موارد نقض حقوق بشر، حقوق مدنی، حقوق اجتماعی و سیاسی شهروندان بهایی در چارچوب پیمان ها و معیارهای بین المللی حقوق بشر، تشکیل شده است و ارتباطی با موسسات بهایی نداشته و به دنبال احقاق حقوق برابر شهروندی است.

مجموعه خبری بهایی نیوز برپایه اصول عرف حقوق بشر در هر جامعه ای در انعکاس اخبار نقض حقوق بشر جامعه بهایی کوشا خواهد بود و در راه احقاق حقوق حقه شهروندان بهایی تلاش خواهد داشت.  ادامه ...

خبرنامه

برای دریافت خبرهای بهایی نیوز در خبرنامه سایت عضو شوید
Top
We use cookies to improve our website. By continuing to use this website, you are giving consent to cookies being used. More details…